دكتر عقيقى بخشايشي

1715

چهارده نور پاك ( فارسي )

معتمد عباسى هميشه به وسيله زندانبان از اوضاع امام ( عليه السلام ) اطلاع مى گرفت . زندانبان جز روزه و نماز در شب و روز گزارش ديگرى نداشت ، و اين گزارش ها چند مرتبه صورت گرفت در پاسخ يكى از آنها معتمد پيغام داد همين الساعة برو و سلام مرا به آن حضرت برسان و از قول من بگو كه به جانب منزل خود حركت كند . زندانبان گويد به درب زندان آمدم ، مركب زين كرده اى را آماده ديدم خدمت آن حضرت رسيدم ، ديدم كه عبا و دستار خود را پوشيده است . پيغام معتمد را رساندم سوار مركب شد مقدارى مكث كرد . گفتم : " براى چه مكث مى فرماييد ؟ " گفت : " براى اين كه جعفر هم خارج گردد " . گفتم : " معتمد تنها خلاصى شما را دستور داده است ! " فرمود برو به معتمد بگو : " من و جعفر با هم از يك خانه ، خارج شده ايم . اگر برگردم و جعفر باقى باشد عيب است و روا نيست ! " زندانبان پيام امام را به معتمد رساند و بازگشت و به اطلاع امام رساند كه معتمد مى گويد : " جعفر را هم به احترام شما ، آزاد كردم . چون جعفر را به علت جنايتى كه در حق من وشما انجام داده بود ، زندانى كرده بودم " . امام به اتفاق جعفر از زندان بيرون آمد و رهسپار منزل گرديد " . ( 1 ) در زندان فرمانده لشكر امام حسن عسكرى ( عليه السلام ) بار ديگر در اختيار فرمانده لشكر خليفه ، شخصى به نام " على بن اوتامش " قرار گرفت او يكى از دشمنان سرسخت خاندان علوى بود ، به او دستور داده شده بود هر چه توانايى داشته باشد دربارهء امام كوتاهى و مضايقه ننمايد ولى امام ( عليه السلام ) يك روز بيشتر در زندان او باقى نماند و به واسطه مشاهدهء آثار عظمت در چهرهء امام ( عليه السلام ) او هرگز توان نداشت به صورت امام نگاه افكند پس از آزادى از زندان ، او يكى از خوش گفتارترين و خوش عقيده ترين افراد نسبت به خاندان علوى شد . ( 2 )

--> 1 . اثبات الوصية ، مسعودى ص 476 . 2 . ارشاد مفيد ص 322 .